X
تبلیغات
رایتل

من کیستم،خسی که به میقات میرود

دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1394

به زیر بیرقتان تا که جایمان دادند

به عطر سیب حریمت شفایمان دادند

برای رفتن تا هیئت شما آقا

زبال هر ملکی دست و پایمان دادند

پر از غبار پر از گرد و خاک ها بودیم

به اشک روضه ی آقا جلایمان دادند

به عشق گفتن نام حسین زهرا بود

اگر به ما نفسی یا صدایمان دادند

به دست حضرت آقا همه مسلمانیم

 به دست حضرت آقا خدایمان دادند

 برای درک فضای بهشت و جنّت حق

ز خاک عرش خدا کربلایمان دادند

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

وَ عَلَی الاَرواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ

[اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ

وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

از بزرگی و کرم و لطف اربابم همین بس که کسی چون من را به پابوسی بطلبد.

و تو با خود فکر میکنی که گویا همه ی ۱۶۳۴عمود حرم مولا علی(ع) تا حرم باب الحوائجی اباالفضل العباس (ع)را

گذاشته اند تا فاصله ی بین عمود هارا بهانه ای کنی برای قدم گذاشتن در این مسیر غافله ی حسین (ع)

به نیابت از همه ی آنهایی که میشناسیشان

و نیت کنی از جانب همه ی مظلومان عالم

همه ی جوانان برومند مدافع حرم

و همه ی عاشقان و ارادت مندان مولا از آغاز خلقت الی یوم القیامه

چه آنهایی که حلاوت این عشق را چشیده اند

و چه آن ها که حجاب های ظلمانی جغرافیا و زمان و سیاست و چه و چه نگذاشته است هنوز مزه ی این عاشقی را درک کنند.

و پیشتر و بیشتر از همه به نیابت از دردانه ی اباعبداالله، حضرت رقیه (س).

استادمان میگفت سفر های این چنینی را با زاویه نگاه امتحان بنگرید.

جو لیاقت و سعادت نگیرتان که همه امتحانست برای آزمودن شما

تا ببینند چقدر میتوانی از ته دل آرزومند آرزوها و سعادت دیگران باشی.

فلذا چه بخوایید چه نخوایید نایب الزیاره تک تکتان خواهم بود(به شرط حیات)

و در حرم باب الحوائجی اباالفضل حسین یادتان خواهم کرد.

اما قبلش شما هم بایدبه اندازه ی کلامی،نگاهی،حرف و نوشته و رفتار و...هر حقی به گردنم دارید حلالم کرده باشید

تا دعاهام درحقتون بره بالا.


یا صاحب الزمان

ما سال هاست شلوغ و شلوغ تر شدن مجالس عزای جد بزرگوارتان را به فال نیک میگیرم

توی دلمان قند آب میشود از این همه شلوغی کاروان اربعین

و این اجتماع بی نظیر را بهانه ای برای پیوند بیشتر شیعیان و جهانی شدن صدای لبیکشان میدانیم.

مولای من

مانده ام با چه رویی قدم در این راه بگذارم و چه بگویم وقتی نگاهم کنند و بگویند

آی قایقران مگرنه اینکه تو قرار بود از عباس کربلا درس یاری امام زمانت را بگیری؟

حالا دوباره رفته ای یکسال تمام گند زده ای به همه چیز و حالا دست از پا دراز تر برگشته ای که چه؟

و من چه دارم بگویم جز اینکه سرم را پایین بیندازم و بگویم همه ی این سربه هوایی ها از دوری پدرمان است

آواره افتاده ایم وسط دنیا و هی دور خودمان تاب میخوریم و دست و پا میزنیم....

این بار شکوه ی غربت و تنهایی و بی کسیمان را گذاشته ام برای حرم عمو جانتان عباس

شما را به غربت و تنهایی قافله ی حسین(ع)  مارا به حال خودمان رها نکنید