دلم را چون اناری کاش یک شب دانه میکردی

جمعه 12 دی‌ماه سال 1393

و این روز ها چقدر دوست تر دارم این شعر سهراب را

"من اناری را میکنم دانه

زیر لب میگویم

خوب بود این مردم دانه های دلشان مثل  انار پیدا بود..."

اصلن فکرش را بکن، چقدر فوق العاده بود اگر

دل و متعلقاتش برایمان قابل کشف بود

آن وقت تکلیف آدم باخودش،تو، او و آنهای زندگی اش مشخص میشد

از صدق گفتار ها و رفتار ها خیالش راحت میشد

هرچه بود را دانه های دل می ریختند روی دایره

آن وقت تو میدانستی از ته دل، دلبسته ی کدام دلبستگی ها شوی

کدام را در آغوش بگیری و کدام را پس بزنی و دور شوی و فرار کنی!

به راستی که کشف حقیقت دانه های دل، فرآیندی است بس نفس گیر و دیوانه کننده

و حتی در پاره ای از موارد تهوع آور!

و تنها و تنها پناه میبرم به صاحب و خالق دانه های دل

از شر دل بیمار و بیمار دلی

نظرات (2)
سلام

اونوقت دنیا میریخت به هم!

به قول یکی از دوستان تو جلسه شعرای اصفهان میگفت اگه دنیا رو دست شما شاعرا میدادن سه سوته نابودش میکردین!

اینم یکی از همون تز های شاعرانس که اگه میشد دنیا نابود میشد...

ولی خب قشنگه دیگه...
نمیشه ازش نگفت

دل های اناری...

البته انارها وقتی میرسند
میترکند...
پاسخ:
یاد اون برنامه کودک سفرهای علمی افتادم که خانوم معلم و بچه هاو اتوبوسشون میرفتن سفر علمی تو دل و روده ی مردم!
خب چه اشکالی داره ماهم گزینشی یه سفر بریم ببینیم دونه های دل ملت چه طوریه
شایدم یه روزی مهندسان پزشکی و مهندسان هسته ای و... به همچین مقاماتی رسیدن البته
سلام

البته مهندسای هسته ای که همین الان هم میتونن

تابش گاما رو گذاشتن واسه همین دیگه!

+
خانم فریزلر یا فریزر!

هر چند صداش نافرم رو مخ بود ولی برنامش رو دوس داشتم.
من از بچگی به علم علاقمند بودم ولی ببینید دانشگاه چه بلایی سرمون آورده...
پاسخ:
شما از تکنیک پرتو گاما استفاده کنید ماهم از تکنیک های ثبت سیگنال و اینا،یوخ دیدید اصلن یه تحول بنیادی تو علم ایجاد شدD:
+
پیشنهاد بدیم صدا و سیما باز پخشش کنن،خیلی خوب بود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد